انسان با محيط زيست خود در ارتباط متقابل است ؛ بدين معني كه از يك سو ، ادامة حيات انسان مستلزم بهره مندي از منابع و موهبت هاي محيط زيست است و از سوي ديگر ، سبك و نحوة زندگي انسان نيز بر محيط زيست او تأثير مي گذارد . اين ارتباط متقابل مي تواند سازنده يا مخرّب باشد . متأسفانه ، پارادايم زندگي غربي كه در سه سدة اخير نضج گرفته و گسترش يافته است ، شيوة زندگي بشر را به سمت هجمه بر طبيعت و تخريب محيط زيست سوق داده است .
همه روزه گزارشهاي متعددي از لطمه ها و خسارتهاي جبران ناپذيري كه افراد بشر به محيط زيست وارد مي كنند در جهان منتشر مي شود. توجه يك سويه به رشد اقتصادي در اغلب كشورهاي جهان ، موجب اضمحلال منابع طبيعي شده و بسيار فراتر از آستانة تحمل طبيعت ، به آن صدمه زده است .
دخالتهاي بي رويه و نسنجيدة بشر نظم حاكم بر اكوسيستم را مختل كرده است . تخريب طبيعت براي پاسخگويي به حرص پايان ناپذير و عطش سيرناشدني مصرف، پسماندها و ضايعاتي بر طبيعت تحميل مي كند كه بيش از حد تحمل و ظرفيت آن است و قانونمندي هاي آن را به بازي مي گيرد . اگرچه طبيعت در درون خود آنتروپي هاي منفي ايجاد مي كند تا با اخلالگرانِ در آن به مبارزه برخيزد ، فشار تخريب و سرعت و عمق ويراني به حدي است كه قواعد بازي ناديده گرفته مي شود و نظام برنامه ريزي شدة طبيعت از پاسخگويي به آن عاجز مي ماند. رفتارهاي بشر اغلب ، با اصول پايداري در تناقض اند . ادامة اين رفتارها آثار ناخواستة فراواني را بر اكوسيستمها وارد مي كند و زندگي نسلهاي فردا را به مخاطره مي اندازد . رهبران و مديران جهان بايد با اكتساب آگاهي از واقعيتهاي تلخ محيط زيستي ، و بسط و تعميق آن آگاهيها در بطن جوامع ، به مديريت صحيح منابع بپردازند و بر عطش پايان ناپذير مصرف مهار زنند و تاراج منابع محدود طبيعت را متوقف كنند. در اين زمينه لازم است سياستهاي راهبردي چندمنظوره اي اتخاذ شوند تا با اجراي آنها از انهدا م طبيعت جلوگيري شود و از طريق نيروهاي كمكي و تزريق نيروي محركة مورد نياز ، طبيعت احيا و بازسازي شود.
جهت دریافت تمام مطلب , بعد از عضویت به بخش " دانلود " مراجعه نمایید .
نظر خود را ارسال کنید